نماینده ولیفقیه در سیستان و بلوچستان در خطبه های نماز جمعه این هفته زاهدان تبیین کرد:
هشدار نسبت به هدف دشمن در ایجاد تفرقه و دوقطبیسازی در بدنه جامعه/
فراخوان هوشیاری همگانی و تاکید بر آمادهباش و «دستبرماشه» بودن نیروهای نظامی در برابر خباثت دشمن/
«کافر همه را به کیش خود پندارد»؛ شما ترسیدهاید، نه این ملت/
به گزارش روابط عمومی دفتر نماینده ولیفقیه در سیستان و بلوچستان، آیتالله محامی در خطبههای نمازجمعه این هفته زاهدان اظهار داشت: یکی از راههای تحصیل تقوای الهی، تقویت ایمان به خداوند متعال، درس گرفتن از تاریخ و تلاش برای دستیابی به آرامش دل با یاد پروردگار است.
امام جمعه زاهدان با اشاره به ادامه مباحث تفسیری سوره مبارکه فتح که در هفتههای اخیر در خطبههای اول مطرح شده بود، عنوان کرد: در مسیر مرور معارف این سوره مبارکه به این کلام میرسیم که میفرماید: «هُوَ الَّذی أَنزَلَ السَّکینَةَ فی قُلوبِ المُؤمِنینَ».
آیتالله محامی در مقدمه بیانات خود با یادآوری مباحث خطبه گذشته خاطرنشان کرد: در هفته گذشته بیان شد که خداوند متعال به پیامبر گرامی اسلام (ص) فتح مبین و پیروزی آشکار عطا فرموده است؛ چنانکه میفرماید: «إِنَّا فَتَحْنَا لَکَ فَتْحًا مُبِینًا» برای این فتح مبین نیز چهار هدف و دستاورد ذکر شده است که آخرینِ آنها «نصر عزیز» به معنای یاری روشن، محکم و قاطع است و بر این اساس، اگر خداوند بخواهد پیامبرش را یاری دهد، یکی از مجاری این نصرت، مردم و مومنان هستند که با تعبیر «وَ بِالمُؤمِنینَ» به آن اشاره شده است.
نماینده ولیفقیه در استان افزود: در این سوره مبارکه، خداوند متعال پس از تبیین لطف خود به پیامبر (ص) و اعطای فتح مبین با چهار دستاورد، خطاب به مومنان نیز لطف خود را بیان داشته و برای آنان نیز چهار هدف و دستاورد ذکر میکند و در این آیه تصریح شده است: «هُوَ الَّذی أَنزَلَ السَّکینَةَ فی قُلوبِ المُؤمِنینَ»؛ یعنی خداوند همان کسی است که سکینه، طمأنینه و آرامش را در دلهای مومنان نازل کرد و به قلوب آنان آرامش بخشید و در ابتدای سوره تعبیر «إِنَّا فَتَحْنَا» (ما فتح را آوردیم) به کار رفته و در اینجا نیز تأکید میشود همان خدایی که فاتح پیروزیهاست، برای مومنان نیز آرامش و سکینه نازل کرده است.
وی در تبیین مفهوم قلب در اصطلاح قرآنی بیان داشت: مقصود از قلب در قرآن کریم، عضو جسمانی نیست؛ بلکه قلب مرکز فهم، درک، بینش، میل، عشق و علاقهای است که اراده و تصمیم انسان بر اساس آن شکل میگیرد و از این رو در آیات دیگر میفرماید برخی قلب دارند اما درک و فهم ندارند، چرا که مرکز ادراکشان کار نمیکند لذا جهتگیری دل انسان و میل و علاقه او به جبهه حق، بسیار حائز اهمیت است و این دل به تعبیری در دست قدرت الهی است و خداوند در این آیه میفرماید که تدبیر قلوب مومنان را بر عهده دارد و آرامش را در آنها قرار میدهد.
امام جمعه زاهدان با اشاره به کثرت مباحث تفسیری در این زمینه، به ارائه مفاهیم کلی بسنده کرده و در خصوص علت این لطف الهی اظهار داشت: خداوند این عنایت را در شرایطی سخت در حق مومنان روا داشت؛ زمانی که مومنان در سرزمین قریش غریب بوده، در محاصره و تحت فشار شدید قرار داشتند و حتی از ابزار دفاعی نیز بیبهره بودند در آن موقعیت که حتی شایعه کشته شدن نماینده آنان برای مذاکره منتشر شده بود و دلها متلاطم و پرآشوب میگشت، خداوند متعال آرامش را بر قلوب آنان نازل کرد.
آیتالله محامی در خصوص اهداف این آرامشبخشی الهی تصریح کرد: خداوند چند هدف را برای این مهم ذکر میکند؛ نخست «لِیَزدادوا ایمانًا مَعَ ایمانِهِم»؛ یعنی تا بر ایمان آنان افزوده شود. اگرچه آنان مومن بودند، اما ایمان دارای مراتب و درجات مختلفی است و خداوند آنان را در صحنه امتحان و مصیبت قرار داد و در مقابل، به دلهایشان آرامش بخشید تا بتوانند از این آزمون سربلند بیرون آمده و بر معرفت و ایمانشان افزوده شود و این امر نشان میدهد که ما نیز نباید به سطح فعلی ایمان خود اکتفا کنیم و همواره باید در پی رشد، تعمیق و رسیدن به درجات بالاتر ایمان باشیم.
وی در ادامه به تتمه آیه اشاره کرده و گفت: خداوند میفرماید: «وَ لِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ کَانَ اللَّهُ عَلِیمًا حَکِیمًا» ما دل مومنان را در آن اوضاع پرآشوب و پرتلاطم، آرام کردیم و در این راستا یاد امام شهید را گرامی میداریم که در زمانهایی که برخی اظهار نگرانی و ناآرامی میکردند، ایشان با صلابت میفرمودند: «من آرامِ آرامم»؛ اینکه در دل سختیها و آشوبها، قلب مومن آرام باشد، نشان از قدرت الهی دارد و ذیل آیه تأکید میکند که لشکریان آسمانها و زمین همگی از آنِ خدا، در دست قدرت او و تحت تدبیر او هستند و خداوند دانا و حکیم است و بر اساس حکمت خویش برنامهریزی و عمل میکند.
نماینده ولیفقیه در سیستان و بلوچستان خاطرنشان کرد: از فراز پایانی آیه پس از ذکر هدف اول، دو نکته برداشت میشود؛ نخست اینکه اگر گفته شد خداوند در دلها آرامش ایجاد میکند و تدبیر دلها به دست اوست، باید دانست که همه عالم همینگونه است و «لِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ» تمامی جهان، لشکریان خداوند و تحت تدبیر او هستند و اگر اراده الهی بر آرامش دلی تعلق گیرد، تمام > sadegh.shahreki: عالم و آدم و آسمان و زمین را برای تحقق آن آرامش بسیج میکند و بنابراین، نزول سکینه در قلوب مومنان از آن روست که کل عالم لشکر اوست و خداوند همه را برای این آرامش بسیج میکند که یکی از این لشکریان، دل خودِ مومن است که تحت تدبیر الهی قرار دارد و البته این آیه واجد نکته دومی نیز میباشد.
وی در تبیین دومین نکته پیرامون فراز «وَ لِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ» اظهار داشت: نکته دوم این است که مومنان بدانند تمام لشکریان آسمانها و زمین در دست قدرت خداوند تبارک و تعالی است اگر انسانِ مومن به این جهت توجه داشته و نسبت به آن معرفت پیدا کند، دلش به آرامش میرسد.
امام جمعه زاهدان با تاکید بر اینکه انسان مومن خود را به خدا سپرده است، افزود: وقتی مومن بداند که لشکریان آسمانها و زمین به دست خداست، خاطرش جمع خواهد بود؛ چرا که خداوند هم «علیم» است و آگاهی دارد، هم «حکیم» است و بر اساس حکمت عمل میکند و هم قدرت دارد و همه عالم و آدم در دست اوست در چنین صورتی، دیگر نگرانی، اضطراب و ترس معنایی نخواهد داشت و این همان مفهوم نکته دوم آیه است که میفرماید: «وَ کَانَ اللَّهُ عَلِیمًا حَکِیمًا».
آیتالله محامی در ادامه به تشریح اهداف دوم و سوم این آیات پرداخته و بیان داشت: خداوند میفرماید ما این مسیر و امتحان را برای شما پیش آوردیم و به شما آرامش دادیم تا در امتحان موفق شده، وارد بهشت شوید و لغزشهایتان پوشیده شود؛ چنانکه در آیه شریفه آمده است: «لِیُدْخِلَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَ یُکَفِّرَ عَنْهُمْ سَیِّئَاتِهِمْ». در جبهه ایمانی، میان زنان و مردان تفاوتی نیست و هر کس تلاش کند، مزد خود را گرفته و به کمال خواهد رسید و هدف از این سکینه و آرامش قلبی، ورود مردان و زنان مومن به بهشت جاویدان و پوشاندن و جبران بدیها و سیئات آنان است.
امام جمعه زاهدان تصریح کرد: این مطلب روشن است که اگر دل با یاد خدا آرام گرفت و بر ایمان انسان افزوده شد، به طور طبیعی تلاش او برای انجام کارهای نیکو بیشتر میشود این اعمال شایسته، کارهای بد گذشته را میپوشاند و وزنه ترازوی اعمال را به نفع حسنات سنگین میکند تا انسان پاک گشته و آماده ورود به بهشت شود.
نماینده ولیفقیه در استان با اشاره به ذیل آیه که میفرماید: «وَ کَانَ ذَلِکَ عِنْدَ اللَّهِ فَوْزًا عَظِیمًا»، خاطرنشان کرد: رستگاری بزرگ نزد خداوند متعال این است که انسان در دنیا توفیق ایمان و عمل صالح پیدا کرده و در قیامت وارد بهشت شود و هدف اصلی از آفرینش انسان همین رستگاری بزرگ است، نه دستیابی به قدرت، ثروت و مکنتی که از راه حرام، ظلم، ستم و جنایت به دست آمده باشد و لذتهای زودگذر دنیا ارزش محسوب نمیشوند؛ بلکه افزوده شدن ایمان، انجام عمل صالح و ورود به بهشت، همان «فوز عظیم» و هدف دوم و سوم این آیات است.
آیتالله محامی در ادامه تبیین معارف سوره مبارکه فتح، به تشریح هدف چهارم نزول سکینه الهی پرداخته و اظهار داشت: خداوند متعال میفرماید ما به دل شما مومنان آرامش دادیم تا محکم در مسیر دین و دفاع از آن ایستادگی کنید؛ و نتیجه این ثبات قدم آن است که خداوند به دست شما، منافقین و مشرکین را عذاب کند. چنانکه در آیه شریفه آمده است: «وَ یُعَذِّبَ الْمُنَافِقِینَ وَ الْمُنَافِقَاتِ وَ الْمُشْرِکِینَ وَ الْمُشْرِکَاتِ الظَّانِّینَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ». در این عذاب الهی، میان مردان و زنان منافق و مشرک تفاوتی نیست.
وی وجه مشترک و ویژگی اصلی این دو گروه را «بدگمانی به خداوند» برشمرد و تصریح کرد: مشرکان به دلیل عدم شناخت و عدم اعتقاد به توحید، و منافقان که علیرغم اظهار اسلام در دل ایمان ندارند، همواره نسبت به خداوند ظن سوء دارند و این گروهها مدام در جامعه اسلامی ایجاد تردید کرده و با طرح سوالاتی نظیر اینکه «چرا چنین شد؟» یا «چرا وعده پیروزی محقق نشد؟»، نسبت به وعدههای الهی بدگمان هستند و خداوند میخواهد این افراد را که دارای گمان بد هستند، به دست مومنان عذاب کند و در واقع کار مومنان را به خود نسبت میدهد.
آیتالله محامی در تفصیل چگونگی این عذاب، به چهار نکته اساسی در آیه اشاره کرده و بیان داشت:
نخست؛ «عَلَیْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ»؛ آنان تصور میکنند خداوند به مردم بدی کرده است، در حالی که آن بدی و شکستی که برای مسلمانان پیشبینی میکردند، به سوی خودشان بازگشته و گریبانگیر خودشان میشود، دوم و سوم؛ «وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَ لَعَنَهُمْ»؛ خداوند بر آنان خشم میگیرد و آنان را از رحمت خود دور کرده و لعنت مینماید، چهارم «وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ»؛ که سرانجام و جایگاه نهایی منافقان و مشرکان، دوزخ است.
امام جمعه زاهدان با اشاره به تعبیر «وَ سَاءَتْ مَصِیرًا» افزود: این مسیر تحولی و تغییری که آنان طی کردند تا به جهنم منتهی شد، بدترین مسیر حرکت است و در مقابلِ جبهه ایمانی که پلهپله رشد کرده و به بهشت رسیدند، این گروهها پلهپله تنزل یافته و به قعر ذلت و جهنم سقوط کردند.
وی با تبیین دوباره فراز «وَ لِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ» خاطرنشان کرد:همانگونه که در جبهه ایمان، لشکریان زمین و آسمان برای آرامش مومن بسیج میشوند، در جبهه نفاق و شرک نیز همه لشکریان در اختیار خدا هستند تا آنان را به حضیض ذلت بکشانند اما تفاوت این آیه با آیه قبلی در ذیل آن است که میفرماید: «وَ کَانَ اللَّهُ عَزِیزًا حَکِیمًا»، «عزیز» یعنی کسی که ارادهاش بیبروبرگرد و بدون هیچ مانعی نافذ است و اگر خدا بخواهد عدهای را به درک واصل کند، هیچکس جلودار او نخواهد بود.
آیتالله محامی در پایان ابراز امیدواری کرد: انشاءالله مفاد این آیات شریفه سوره فتح در حق ملت ما و در این «جنگ رمضان» مستجاب و تطبیق گردد؛ به گونهای که هم دلهای جبهه ایمانی محکم گشته و پای کار دین باقی بمانند، و هم دشمنان با همان نقشهها و گمانهای بدی که داشتند، گرفتار بلا شده و به جهنم واصل شوند.
نماینده ولیفقیه در سیستان و بلوچستان در خطبه دوم نماز جمعه این هفته زاهدان یکی از راههای تحصیل تقوای الهی را درس گرفتن از اولیا الهی، تبدیل تهدیدها به فرصت، مقاومت در راه دین و مقابله با دشمنان اسلام دانست.
امام جمعه زاهدان با اشاره به فرارسیدن ماه ذیالقعده به عنوان یکی از ماههای حرام با ارزش و احکام ویژه، اظهار داشت: در آستانه ۱۱ ذیالقعده، سالروز میلاد مسعود حضرت علی بن موسی الرضا (ع) قرار داریم همچنین در ایام دهه کرامت هستیم و با خیرمقدم به خادمیاران رضوی که در جمع ما حضور دارند، میلاد مسعود حضرت را به تمامی مردم عزیز که همگی «امام رضایی» هستید، تبریک عرض میکنم و انشاءالله خداوند متعال عیدی ما را تعجیل در فرج امام زمان (عج) و پیروزی نهایی در این «جنگ رمضان» قرار دهد.
آیتالله محامی با تبریک ویژه به ملت ایران بابت مقاومت و حضور پرشور در میدان، تصریح کرد: باید تبریک دیگری نیز خدمت شما مردم عزیز عرض کرد؛ تبریک بابت بیش از ۵۰ روز مقاومت و حضور مستمر در میدان و همچنین اعلام این خبر که آمار پویش «جانفدا» به بیش از ۳۰ میلیون نفر رسیده است که ثبتنام و اعلام آمادگی این حجم عظیم از مردم برای دفاع از میهن اسلامی جای تبریک فراوان دارد و انشاءالله خداوند این ایام را مبارک گردانده و بر عمر، مال و جان این ملت بیفزاید.
امام جمعه زاهدان در ادامه، با یادآوری مناسبتهایی نظیر میلاد حضرت معصومه (س) در اول ذیالقعده و سالروز تأسیس سپاه پاسداران که در هفته گذشته پیرامون آن سخن گفته بود، به تبیین موضوع «سنتهای الهی» پرداخته و عنوان کرد: خداوند متعال که خالق این جهان است، قانونهایی را بر آن حاکم کرده است برخی از این قوانین مادی هستند که از طریق علوم تجربی، فیزیک، شیمی و پزشکی درک میشوند؛ اما دسته دیگری از قوانین وجود دارند که با تجربه فیزیکی و مادی قابل درک نیستند و خداوند از آنها به عنوان «سنت الهی» یاد میکند.
آیتالله محامی با استناد به آیات قرآن کریم مبنی بر تغییرناپذیری این قوانین، خاطرنشان کرد: خداوند در قرآن میفرماید: «سُنَّةَ اللَّهِ الَّتِی قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلُ وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِیلًا» در گدشته هم همین سنت و قانون حاکم بوده و تو نمی توانی قانون و سنت خدا را تغییر بدهی و در جای دیگر تأکید میکند: «وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَحْوِیلًا» اینها قوانین تغییرناپذیر و بی بروبرگردی هستند که بر عالم حاکماند و خدا متکفل اجرای آنهاست و ما باید این فرمولها را بشناسیم و همانگونه که دستاوردهای علوم تجربی را در زندگی به کار میگیریم، از این سنتها نیز برای رسیدن به اهدافمان بهره ببریم.
امام جمعه زاهدان در تبیین چند نمونه از این سنتها و فرمولهای زندگی، اظهار داشت: خداوند با تأکید میفرماید: «إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنَا وَ الَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَ یَوْمَ یَقُومُ الْأَشْهَادُ» ما پیامبران و مومنان را تنها نمیگذاریم و در جبهه دین یاریشان میکنیم؛ این وعده نه فقط برای آخرت، بلکه برای همین زندگی دنیاست و قانون دیگر این است که «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ وَ یُثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ» اگر پای کار خدا بایستید، خدا هم شما را یاری کرده و اقتدارتان را تثبیت میکند و در جای دیگر خداوند میفرماید: «ثمَّ نُنَجِّی رُسُلَنَا وَالَّذِینَ آمَنُوا کَذَلِکَ حَقًّا عَلَیْنَا نُنْجِ الْمُؤْمِنِینَ» درست است که مصیبت، جنگ و گرفتاری پیش میآید، اما به قول معروف «شاهنامه آخرش خوش است» یا «جوجه را آخر پاییز میشمارند»؛ یعنی پایان کار مهم است و خداوند بر عهده خویش کرده است که در نهایت پیامبران و مومنان را نجات دهد و اینها سنتهای تثبیت شده الهی هستند.
نماینده ولیفقیه در سیستان و بلوچستان در ادامه تبیین سنتهای الهی، به آیه شریفه «وَمَکَرُوا وَمَکَرَ اللَّهُ وَاللَّهُ خَیْرُ الْمَاکِرِینَ» استناد کرده و اظهار داشت: یکی از سنتهای قطعی الهی این است که در تقابل جبهه حق و باطل، هرچند جبهه مخالف نقشهها و توطئههایی طراحی میکند، اما خداوند نیز در برابر آنها تدبیر کرده و چون تدبیر الهی برتر است، نقشههای دشمن را خنثی و اثر آنها را معکوس میکند؛ به گونهای که تهدید دشمن به فرصتی برای جامعه اسلامی تبدیل میشود.
وی برای تبیین این سنت الهی به دو نمونه تاریخی اشاره کرده و بیان داشت: نخستین نمونه، ماجرای «صلح حدیبیه» است در آن مقطع، پیامبر اکرم (ص) در شرایطی سخت صلحنامه را امضا کردند و مسلمانان در حالی که موفق به انجام اعمال حج نشده بودند، ناچار به بازگشت شدند و هرچند ظاهر شرایط دشوار بود و مشرکان به زعم خود محدودیتهایی را بر پیامبر (ص) تحمیل کرده بودند، اما خداوند همان صلحنامه را علیه خودشان برگرداند و از آن به «فتح مبین» و پیروزی آشکار تعبیر نمود.
آیتالله محامی دومین نمونه بارز تبدیل تهدید به فرصت را دوران امامت حضرت علیبنموسیالرضا (ع) برشمرد و خاطرنشان کرد: مأمون عباسی که سیاستمدارترین خلیفه بنیعباس بود، پس از حذف رقیب مادی خود یعنی امین، با یک رقیب معنوی بزرگ به نام امام رضا (ع) روبرو بود او برای مهار پایگاه عظیم معنوی حضرت در مدینه و فرو نشاندن مبارزات علویون، نقشهای طراحی کرد تا با کشاندن حضرت به مرو و تحمیل ولایتعهدی، ایشان را در دستگاه خلافت هضم کرده و کارهای خلاف حکومت را به پای حضرت بنویسد.
امام جمعه زاهدان تصریح کرد: در برابر این نقشه دشمن، سنت «والله خیر الماکرین» تجلی یافت و ثامنالحجج (ع) از همان آغاز، گامبهگام بافتههای مأمون را پنبه کرده و سیاست او را باطل ساختند و حضرت در بدو حرکت از مدینه با برپایی مراسم عزا برای خویش، ماهیت این سفر بیبازگشت را برملا کردند و ایشان در طول مسیر از هر فرصتی برای نشر معارف اهلبیت (ع) بهره بردند؛ چنانکه در نیشابور و در حضور هزاران کاتب، با بیان «حدیث سلسلهالذهب»، امامت را شرط اساسی توحید برشمردند و بدین ترتیب مشروعیت حکومت مأمون را زیر سوال بردند.
نماینده ولیفقیه در استان افزود: حضرت رضا (ع) در مرو نیز با شرط عدم دخالت در امور حکومتی، رسماً اعلام کردند که این نظام را به رسمیت نمیشناسند و ایشان از جایگاه رسمی ولایتعهدی به عنوان تریبونی برای گسترش مکتب تشیع استفاده کردند که نه تنها باعث تضعیف علویون نشد، بلکه قدرت و انتشار آنان را دوچندان کرد و این تدبیر الهی سبب شد تا ایرانِ بزرگِ آن روزگار به مکتب اهلبیت (ع) گرایش پیدا کند و با شهادت ایشان، حرم مطهرشان در طوس به پایگاهی ابدی برای ترویج این معارف تبدیل شود.
آیتالله محامی در تکمیل تبیین برکات حضور امام رضا (ع) در ایران، خاطرنشان کرد: از دیگر نتایج معکوس شدن نقشه مأمون، هجرت گسترده امامزادگان به ایران بود که در اقصینقاط این سرزمین ماندگار شدند و نمونه بارز این حرکت، حضور حضرت فاطمه معصومه (سلاماللهعلیها) در قم، جناب احمد بن موسی (شاهچراغ) در شیراز و سایر امامزادگانی است که مزارشان در جایجای کشور قرار دارد.
وی تأکید کرد: بدین ترتیب، برخلاف نقشه مأمون که به دنبال محدودسازی بود، فضای ایران کاملاً به فضای اهلبیتی تبدیل شد و این مصداق بارز و نمونه عینی سنت الهی «وَمَکَرُوا وَمَکَرَ اللَّهُ وَاللَّهُ خَیْرُ الْمَاکِرِینَ» در تاریخ اسلام است.
آیتالله محامی در ادامه تبیین سنتهای الهی، به سه نمونه عینی و معاصر از تحقق وعده «وَمَکَرُوا وَمَکَرَ اللَّهُ» اشاره کرده و نخستین نمونه را دوران دفاع مقدس برشمرد و خاطرنشان کرد: در جنگ هشتساله، شرق و غرب عالم با پشتیبانی از صدام به دنبال تسخیر چندروزه تهران و نابودی انقلاب بودند؛ اما خداوند به مردم ثبات قدم داد تا ایستادگی کنند همانگونه که امام راحل (ره) فرمودند، ما در این جنگ حقانیت و مظلومیت خود را به جهان ثابت کردیم، ابهت ابرقدرتها را شکستیم و دوست و دشمن خود را شناختیم؛ یعنی دقیقاً برعکس آنچه دشمن اراده کرده بود، محقق شد.
وی در بخش دیگری از سخنان خود، به «جنگ رمضان» جاری اشاره کرده و تصریح کرد: دشمن این نبرد را با هدف قطعیِ تغییر نظام، تجزیه ایران و سرکوب ملت آغاز کرد و از همان ابتدا نیز صراحتاً این اهداف را اعلام نمود اما امروز شاهدیم که نظام مقتدرتر از پیش ایستاده، سرمایه اجتماعی و اتحاد مردم افزایش یافته و نقشههای دشمن نقش بر آب شده است و به تعبیر امام راحل درباره دفاع مقدس، ما در این جنگ رمضان نیز هم در عرصه بینالمللی و هم در داخل، دوست و دشمن و مؤمن و منافق را از هم بازشناختیم.
آیتالله محامی با استناد به آیات قرآن کریم، به تبیین تفاوت برخورد جبهه ایمان و جبهه نفاق در مواجهه با جنگ پرداخته و بیان داشت: در جبهه ایمانی، خداوند در سوره احزاب میفرماید: «وَلَمَّا رَأَى الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزَابَ قَالُوا هَٰذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ ۚ وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِیمَانًا وَتَسْلِیمًا » مومنین وقتی هجوم همهجانبه دشمن و احزاب را میبیند، نمیترسند؛ بلکه میگویند این همان وعده خداست که فرموده بود کفار از شما راضی نمیشوند و با شما درگیر خواهند شد لذا این سختیها تنها بر ایمان و تسلیم آنان میافزاید و همچنین در سوره آلعمران آمده است که "الَّذِینَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَکُمْ فَاخْشَوْهُمْ" وقتی به مومنان میگویند دشمن برای شما لشکر جمع کرده و باید از آنها بترسید، آنان نه تنها نمیترسند، بلکه ایمانشان بیشتر شده و میگویند: «فَزَادَهُمْ إِیمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَکِیلُ» خدا نا را بس است.
امام جمعه زاهدان در مقابل، به تشریح رویکرد منافقانه پرداخته و افزود: طبق آیات سوره آلعمران، خداوند جنگ را پدید میآورد تا صف منافقان مشخص شود؛ «وَلِیَعْلَمَ الَّذِینَ نَافَقُوا ۚ وَقِیلَ لَهُمْ تَعَالَوْا قَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَوِ ادْفَعُوا ۖ قَالُوا لَوْ نَعْلَمُ قِتَالًا لَاتَّبَعْنَاکُمْ ۗ هُمْ لِلْکُفْرِ یَوْمَئِذٍ أَقْرَبُ مِنْهُمْ لِلْإِیمَانِ ۚ یَقُولُونَ بِأَفْوَاهِهِمْ مَا لَیْسَ فِی قُلُوبِهِمْ ۗ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا یَکْتُمُونَ» وقتی به آنان گفته میشود در راه خدا یا حداقل برای دفاع از ناموس و شهر خود بجنگید، بهانهجویی کرده و میگویند اگر این را جنگی برحق میدانستیم، همراهی میکردیم و اینها به زبان ادعای اسلام دارند اما در دل به کفر نزدیکترند و منافقان نه تنها خود به میدان نمیروند، بلکه با تضعیف روحیه دیگران، در مورد شهدا میگویند: «اگر حرف ما را گوش میدادند و به جنگ نمیرفتند، کشته نمیشدند» و خداوند در پاسخ به این یاوهگوییها میفرماید: «قُلْ فَادْرَءُوا عَنْ أَنْفُسِکُمُ الْمَوْتَ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ»؛ اگر راست میگویید، مرگ را از خودتان دور کنید و خداوند متعال مرگ را برای همگان مقدر کرده است و گریزی از آن نیست؛ حتی اگر کسی در صندوقخانه منزلش پنهان شود، مرگ به سراغ او میآید و تفاوت در اینجاست که مرگِ در راه خدا، نابودی نیست، بلکه به تصریح آیه شریفه «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا ۚ بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ»، افتخاری است که به حیات ابدی و رزق الهی پیوند میخورد.
وی با اشاره به آیات سوره احزاب، هدف از جنگها را «غربالگری» در جامعه اسلامی دانسته و تصریح کرد:
خداوند میفرماید: «قَدْ یَعْلَمُ اللَّهُ الْمُعَوِّقِینَ مِنْکُمْ وَالْقَائِلِینَ لِإِخْوَانِهِمْ إِلَیْنَا» خدا میخواهد کسانی را که در کار جنگ کارشکنی میکنند و به دیگران میگویند «نزد ما بیایید و خود را به خطر نیندازید»، رسوا کند و اینها خودشان اهل سختی نیستند و به فرموده قرآن، «وَلَا یَأْتُونَ الْبَأْسَ إِلَّا قَلِیلًا»؛ یعنی بهرهای از شجاعت و حضور در میدان ندارند و اینها همان کسانی هستند که در زمان صلح و امنیت، بسیار تند و تیز و طلبکارانه حرف میزنند (سَلَقُوکُمْ بِأَلْسِنَةٍ حِدَادٍ) و ادعاهای فراوان دارند، اما به محض اینکه پای امتحان و جنگ به میان میآید، چهره واقعیشان آشکار میشود.
آیتالله محامی با بازخوانی تصویر هنرمندانه قرآن از هراس منافقان، بیان داشت: خداوند در قرآن حال این افراد را هنگام سختی چنین ترسیم میکند: «فَإِذَا جَاءَ الْخَوْفُ رَأَیْتَهُمْ یَنْظُرُونَ إِلَیْکَ تَدُورُ أَعْیُنُهُمْ کَالَّذِی یُغْشَىٰ عَلَیْهِ مِنَ الْمَوْتِ» یعنی وقتی دوران ترس و جنگ فرا میرسد، چنان وحشتزده میشوند که هاجواج به پیامبر نگاه میکنند و چشمانشان در حدقه میچرخد؛ درست مانند کسی که در حال احتضار و در بستر مرگ است و کنترل چشمانش را ندارد و اینها گیج میشوند که چه کنند، اما به محض اینکه جنگ تمام شد و احساس امنیت کردند، دوباره با زبانهای تند و گزنده به صحنه میآیند و شروع به پرحرفی و ادعا میکنند.
امام جمعه زاهدان خاطرنشان کرد: خداوند میفرماید اینها از ابتدا ایمان قلبی نداشتهاند و به همین دلیل اعمالشان تباه است (فَأَحْبَطَ اللَّهُ أَعْمَالَهُمْ) قرآن در وصف ترسِ نهادینه شده در دل این افراد میفرماید حتی وقتی جنگ تمام شده و دشمن عقبنشینی کرده است، اینها از شدت وحشت گمان میکنند دشمن هنوز نرفته است (یَحْسَبُونَ الْأَحْزَابَ لَمْ یَذْهَبُوا) و اینها همانهایی هستند که وقتی دشمن هجوم میآورد، آرزو میکنند ایکاش در شهر نبودند و در بیابانها میان اعراب بادیهنشین پنهان میشدند تا با سختی مقابله و جنگ روبرو نشوند و این سنت الهی است که در کوران حوادث، ایمانهای واقعی از ادعاهای توخالی جدا شود.
نماینده مقام معظم رهبری در سیستان و بلوچستان گفت:
بعضی ترس برشان داشته و خودشان را باختهاند؛ میگویند ما که نمیتوانیم از خودمان دفاع کنیم، پس برویم مذاکره کنیم و یک توافق عادلانهای با دشمن بکنیم و قضیه را تمام کنیم اولاً باید به اینها گفت که شما ترسیدهاید "کافر همه را به کیش خود پندارد" نه این مردمی که ۳۰ میلیون نفر در پویش "جانفدا" ثبتنام میکنند و این مردم زمانی که دشمن تهدید به زدن زیرساختها، نیروگاهها و مراکز اقتصادی میکند، در صحنه تجمع میکنند و شما ترسیدهاید، نه این ملت.
امام جمعه زاهدان با بازخوانی پیشینه دفاعی کشور افزود: ثانیاً این ادعا که نمیتوانیم دفاع کنیم، بیاساس است مگر تا حالا دفاع نکردهایم؟ در جنگ هشتساله که حتی سیمخاردار نداشتیم، به لطف خدا مقاومت کردیم و اکنون که انواع و اقسام موشکها را در اختیار داریم، و طی این ۵۰ روز دفاع کردیم و چطور کسی میتواند چشمهایش را بر پیروزیها و دفاع جانانه رزمندگان سپاه، ارتش و نیروهای انتظامی و امنیتی ببندد و این توانمندیها را نبیند.
آیتالله محامی با زیر سؤال بردن مفهوم «توافق عادلانه» با دشمنان، تصریح کرد: ثالثاً با این دشمن غدار و جنایتکاری که به خانه ما حمله کرده و فرزندان، دانشآموزان و رهبر ما را به شهادت رسانده، آیا میتوان از عدالت سخن گفت؟ آدم عاقل میداند که استکبار جهانی اگر میخواست به عدالت ملتزم باشد، اصلاً حمله نمیکرد و توافق عادلانه معنایی ندارد.
وی با تاکید بر اینکه ایران اکنون در موضع قدرت قرار دارد، خاطرنشان کرد: ما به لطف خداوند دست برتر را داریم با توجه به دغلکاری و نقض عهدهای مکرر دشمن، اکنون اصلاً جای مذاکره نیست اگر هم زمانی فرصتی برای گفتگو باشد، موضوعاتی نظیر توان هستهای، انرژی هستهای و توان دفاعی و موشکی به هیچ وجه نباید مورد مذاکره قرار گیرند و اینها حق مسلم ما و همانند استقلال و تمامیت ارضی کشور، غیرقابل گفتگو هستند و همچنین مدیریت تنگه هرمز و سایر حقوق ملت، خط قرمز محسوب میشوند و باید از موضوع هرگونه مذاکرهای خارج باشند.
نماینده ولیفقیه در استان در بخش دیگری از سخنان خود بر لزوم هوشیاری همگانی تاکید کرد و گفت: با توجه به ماهیت خبیث دشمن، مردم، و گروههای سیاسی هوشیار و نیروهای نظامی ما باید همچنان دستبرماشه و هوشیار باشند و مسئولان سیاسی که به مذاکره میروند نیز باید مراقب باشند تا موضعی نابجا نگیرند؛ موضعی که اتخاذ میشود باید بر پایه عزت، حکمت و مصلحت باشد تا خواست ملت باشد و اقتدار ملت تثبیت شود.
وی همچنین هدف دشمن را ایجاد تفرقه و دوقطبیسازی دانست و افزود: پاسخ محکم و دندانشکنی که از سوی ملت و مسئولان قوای سهگانه داده شد، نشان داد که همه ایرانی، انقلابی و متحد تحت زعامت رهبر معظم انقلاب هستیم. برای تحکیم این وحدت، مردم باید به مسئولان اعتماد کنند و مسئولان نیز با شفافسازی، اعتماد عمومی را تقویت نمایند.
آیتالله محامی در پایان با تاکید بر ضرورت اطلاعرسانی صحیح به مردم گفت: انتظار مردم این است که سخنگویی برای تبیین اتفاقات تعیین شود تا اقناع عمومی صورت گیرد و کسی انتظار بیان اسرار نظامی را ندارد، اما در موضوعاتی مثل مذاکرات که دشمن و ناظران خارجی از آن باخبر میشوند، چرا مسئولان خودشان مستقیماً با مردم سخن نگویند تا مردم ناچار نشوند اخبار را از منابع دیگر بشنوند و این یک مسئولیت متقابل برای حفظ و تعمیق وحدت است.